+
خط خطي شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 23:4 توسط Σωωλμαζ
|
من از نهايت شب حرف می زنممن از نهايت تاريکیو از نهايت شب حرف می زنماگر به خانه’ من آمدی برای من ای مهربان چراغ بياورو يک دريچه که از آنبه ازدحام کوچه’ خوشبخت بنگرم...وقتی راضی شدم که لحظاتی بی تو باشم و راضی شدی ساعاتی بی من باشی فهمیدم که همه چیز بین ما تمام شده است.نارفیقی حق من نبود رفیق